تبليغاتX
هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه...
وقتی تو با من نیستی از من چه میماند

ازمن جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند...

از من چه میماندجز این تکرار پی در پی..

تکرار من در من مگر از من چه میماند..

غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی

غیر از غباری در لباس تن چه میماند...

از روزهای دیره بی فردایی چه میاد

از روزهای رفته ی روشن چه میماند

.

.

از من اگر کوهم اگر خورشید اگردریا بی تو میان قاب پیرامن چه میماند..

بی تو چه فرقی میکند دنیای تنهارا...

غیر از غبارو ادمو اهن چه میماند..

وقتی تو با من نیستی از من که میپرسد

از شعرو شاعر جز شب و شیون چه میماند..؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط دنیا   | 

مقابل کسی که داره واسم نقش بازی میکنه...:'(اما من هیچوقت سعی نکردم نقشمو خوب بازی کنم چون هیچوقت نخواستم بازیگره خوبی باشم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط دنیا   |