تبليغاتX
بی بهانه با تو ماندن .....
زندگی درد غریبی است که یک زخمی عاشق دارد

Myspace layouts

 

Myspace layoutsمن و آوای گرمت را شنودن
Myspace layoutsبدین آوا غم دل را زدودن
Myspace layoutsاز اول کار من دلدادگی بود
Myspace layoutsولیکن شیوه ی تو دل ربودن
Myspace layoutsگرفت از من مجال دیده بستن
Myspace layoutsهمه شب بر خیالت در گشودن
Myspace layoutsقرار عمر من بر کاستن بود
Myspace layoutsتو را بر لطف و زیبایی فزودن
Myspace layoutsغم شیرین دوری بر من آموخت
Myspace layoutsسخن گفتن غزل خواندن سرودن
Myspace layoutsمن و شب های غربت تا سحرگاه
Myspace layoutsچو شمعی گریه کردن نا غنودن
Myspace layoutsچه خوش باشد غم دل با تو گفتن
Myspace layoutsوزان خوشتر امید با تو بودن

 


هر چه کنی بکن ولی
از بر من سفر مکن
یا که چو می روی مرا
وقت سفر خبر مکن
 
 گر چه به غم ستاده ام

نیست توان دیدنم
شعله مزن بر آتشم از بر من گذر مکن
 روز جدایی ات مرا یک نگه تو میکشد
وقت وداع کردنت
بر رخ من نظر مکن

دیده به در نهاده ام
تا شنوم صدای تو
حلقه به در بزن مرا
عاشق در به در مکن
من که ز پا نشسته ام
مرغک پر شکسته ام

 زود بیا که خسته ام
زین همه خسته تر مکن
گر چه به دور زندگی
تن به قضا مهاده ام
آتشم این قدر مزن
رنجه ام این قدر مکن

بوسف عمر من بیا
تنگدلم برای تو
رنج فراق می کشد
خون به دل پدر مکن
هر چه که ناله می کنم
گوش به من نمیکنی

یت که مرا ز دل ببر

 یا ز برم سفر مکن

 

من دیوونه رو باش که نفهمیدم تو بی رحمی
 تمام مشکلم اینه که حرفامو نمی فهمی
 منو باش که نفهمیدم تو بی ذوقی بی احساسی
 دروغ بود اینکه می گفتی تو هم محو گل یاسی
 من دیوونه رو باش که شکستم با شکست تو
 تو چه مردابی افتادم یه عمره با دو دست تو
 

من دیوونه رو باش واسه تو گریه می کردم
 تو رو باش که نفهمیدی تو شعرم گم شده دردم
من دیوونه رو باش که به پای چشم تو سوختم 
 ولی بعد یه کم بازی تو با من بد شدی کم کم
من دیوونه رو باش که واسه عهدت قسم خوردم
باهات موندم ، باهات ساختم ، واست سوختم ،‌واست مردم

 من دیوونه رو باش که به اخمای تو خندیدم
 همش یک گل تو باغچم بود اونم آخر واست چیدم
 من دیوونه رو باش که به خوبیم عادتت دادم
 شکستی قلبمو اما ندیدی رنگ فریادم
 من دیوونه رو باش که واست روزامو سوزوندم
 خوشی رو تو خودم کشتم ، ولی با چشم تو موندم

 من دیوونه رو باش که کشیدم ناز چشماتو
چه قد تلخه بدون تو ، چه قدر سخته برام با تو
من دیوونه رو باش که خیال کردم تو مجنونی
تو حتی اسم مجنونم ، نه آوردی ،‌ نه می دونی
 من دیوونه رو باش که قد دنیا دوست دارم
 نه اما من دوست داشتم حالا که از تو بیزارم

من دیوونه رو باش که واست خوندم چه قد ساده
تو حرف عاشقونم رو شنیدی ، حاضر آماده
 من دیوونه رو باش که نشستم منتظر ،‌رسوا
 زدی تو زیر قولاتو ، گذاشتی باز منو تنها
 منو باش که نفهمیدم منو دیگه نمی خواستی
 چه قدر دیوونه ای راستی ،‌چه قد دیوونه ام راستی

 منو باش که با یه آهنگ می خواستم مهربونتر شم
 زدی تیر و توی ذوقم نداشتی حوصله بازم
من دیوونه رو باش که تو رو عاشق حساب کردم
 چه قدر دیوونه تر چون باز ، تو رو اینجا خطاب کردم
 من دیوونه رو باش که ،‌درسته خیلی دیوونم
جهنم می رم اما نه ، کنار تو نمی مونم

 اینم یه نامه ی ابری ، به امضای یه دیوونه
 فقط بیچاره اون کس که ، یه عمر با تو می مونه

 

layout for myspace

layout for myspace

شب رفتن تو خوندن ، واسه من همه لالایی

یکی می گفت که غریبی ، یکی می گفت بی وفایی

شب رفتن تو ابرا ، واسه گریه کم آوردن

آشناها برایِ زخمِ وا شده م مرهم آوردن

 

شب رفتن تو تسبیح از دست گلدونا افتاد

قلب آرزوهام اون شب واسه همیشه وایساد

 

شب رفتن تو غربت ، جای اونجا ، این جا پیچید

دل تو بدون منظور ، رفت و خوشبختیمو دزدید

 

شب رفتن تو دیدم ، یکی از قناریا مرد

فرداش اما دست تقدیر ، اون یکی رم با خودش برد

 

شب رفتن تو چشمات راس راسی چه برقی داشتن

این همه آدم چرا من ؟ پس با من چه فرقی داشتن

 

شب رفتنت پاشیدم همه اشکامو تو کوچه

قولتو آروم گذاشتم ، پیش قرآن لب طاقچه

 

شب رفتنت دلم رفت پیش چشمایی که خیسن

پیش شاعرا که دائم از مسافر می نویسن

 

شب رفتن تو دیدم تا که غم نیاد سراغت

هیچ زمون روشن نمیشه واسه ی کسی چراغت

 

شب رفتن تو دیدم خیلیه غمای شاعر

روی شیشه مون نوشتم می شینم به پات مسافر

 

برو تا همه بدونن سفرم اینقدرا بد نیس

واسه گفتن تو اما ، هیچکی شاعری بلد نیست

 

 

یه دنیایی تنها کنار ساحله

فهمیده حالا که عشقش باطله

تو خلوته شب داره بارون میباره

ای خدا

غیر ازتو که یاری نداره

حتی به خوابم نمیایی

کاشکی بمیرم

تو نیستی و بوسه ز عکس تو میگیرم

 

 

 

با تشکر از دوست خوبم به خاطر زحمتهای بی دریغش

 

+ نوشته شده در  ششم دی 1385ساعت 2:58  توسط دنیا   |